ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

46

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

و مرجع علمى و مذهبى را به جايگاه حقيقىاش اوج بخشد و آنها را به رسالت تاريخى خويش توجّه دهد . آن حضرت در كنار خانهء خدا روى سخن را به دانشوران و دانشمندان كرد و ضمن پيامى رسا و شورانگيز و شعور آفرين و انديشاننده ، از جمله فرمود : « ثم انتم ايتها العصابة ! عصابة بالعلم مشهورة ، و بالخير مذكورة ، و بالنصيحة معروفة ، و بالله في انفس الناس مهابة ، يهابكم الشريف ، و يكرمكم الضعيف ، و يؤثركم من لا فضل لكم عليه ، و لا يد لكم عنده ، تشفعون في الحوائج اذا امتنعت من طلابها ، و تمشون في الطريق بهيبة الملوك و كرامة الاكابر ، أ ليس كل ذلك انما نلتموه بما يرجى عندكم من القيام به حق اللَّه . . . فاما حق الضعفاء فضيعتم ، و اما حقكم بزعمكم فطلبتم . . . . » « 1 » شما اى گروه دانشوران ! و اى كسانى كه در دانش و علم شهرهء شهرهاى خويش هستيد و در اندرزگويى و خير خواهى و نيكنامى زبانزد خاص و عام ! به پاس آن كه نام خدا را بر لب داريد و راه او را در پيش ، در دل مردم ، شكوه و حرمت يافته‌ايد ، به گونه‌اى كه توانمند و برخوردار از شما حساب مىبرد و ناتوان و نيازمند ، گرامىتان مىدارد . كسى كه بر او نه برترى داريد و نه رياست ، شما را بر خود برترى مىبخشد و مقدم مىدارد و توانگران و برخورداران جامعه به اشارهء شما خواستهء نيازمندان را بر مىآورند . به هنگام گذر از كوچه و خيابان با شكوه پادشاهان راه مىرويد و با سبك و هيبت زمامداران . آيا اين قدرت و شكوه كه بدان نايل آمده‌ايد ، نه به خاطر آن است كه از مرزهاى مقررات خدا و حقوق و آزادى بندگان او دفاع كنيد ؟ و به قانونگرايى و عمل به قانون فراخوانيد و همّت گماريد ؟ امّا دريغ و درد كه نه تنها چنين نكرديد كه در مرزبانى بيشتر مقررات خدا كوتاهى كرديد و با عدم تحرك و جنبش در برابر ستمكاران ، حقوق مردم را خوار و بىمقدار شمرديد و ضايع ساختيد و در همان حال آنچه را حق خود مىپنداشتيد ، خواستيد و به دست آورديد ، امّا در راه خدا ، نه از مال خويش مايه گذاشتيد و نه جانى به خطر

--> ( 1 ) - تحف العقول ، ص 242 .